لابی (در کجای تغییر ایستاده‌ایم؟)

تغییر ساده نیست. علیرغم تلاش‌های زیادی که افراد انجام می‌دهند، معمولاً تجربه تلخ شکست در تغییر، بدون همراهی یک متخصص، اجتناب‌ناپذیر است. شکست در تغییر می‌تواند لذت یک زندگی سالم‌تر، شادتر یا پربارتر را از ما بگیرد.

خب بگذارید از سابقه مدل پروچسکا بیشتر بدانیم شاید بهتر بفهمیم که این مدل، چگونه مشکل‌ترین موضوعات تغییر را در نظر گرفته است.

چهار رفتار مرگبار شایع چیست؟

سیگار کشیدن، نوشیدن الکل، رژیم غذایی ناسالم و عدم تحرک

چرا این رفتارها اینقدر مهم هستند؟

چون چهار رفتار حیاتی برای زنده ماندن عبارتند از: تنفس، نوشیدن، خوردن و تحرک

سؤال اصلی پروچسکا این بود: چرا در تغییر سوء رفتارهای حیاتی شکست می‌خورید؟ این سؤال را از ۳۰۰ نفر از افراد یکی از مناطق محروم آمریکا پرسید. جواب‌ها به شرح زیر بود:

  1. انگیزه کافی وجود ندارد.
  2. اراده کافی وجود ندارد.
  3. مشکل از ژن‌ها است.
  4. مشکل شخصیت است.
  5. اعتماد به نفس کافی وجود ندارد.

تحقیقات پروچسکا نشان داد که همه پاسخ‌های فوق غلطند. شما از طریق تبیین فیل و فیل‌سوار هم می‌توانید غلط بودن پاسخ‌ها را تشخیص بدهید. بهرحال پاسخی که پروچسکا در تحقیاتش یافت این بود.

«اکثر مردم نمی‌دانند چطور تغییر کنند.»

نگران نباشید نزدیک چهل سال است پروچسکا این پاسخ را با مراحل تغییرش کامل‌تر کرده است ولی با وجود پرفروش بودن کتابش، این مدل راهی به سطح عموم نیافته است. پس همه با هم این نادانی را کنار می‌گذاریم و به دیگران هم کمک خواهیم کرد که دانا شوند.

آنکس که نداند و نداند که نداند/ در جهل مرکب ابدالدهر بماند

آنکس که نداند و بداند که نداند/ لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آنکس که بداند و نداند که بداند/ بیدار نمایید که در خواب نماند

آنکس که بداند و بداند که بداند/ اسب شرف از گوهر گردون بجهاند

[شعر بالا را همینطوری کامل نوشتم تا حداقل این شعر را با تمام گزینه‌هایش در اینجا داشته باشید 😎 البته ترتیبش برعکس است. 😜]

مرحله اول را بررسی می‌کنیم:

پیش از تأمل (ناآماده)

در این مرحله افراد هیچ قصدی برای تغییر در شش ماه آینده ندارند. منظور این است که فردا که سهل است حتی از شنبه هم شروع نمی‌کنند. اما این به این معنی نیست که آنها تغییر را نمی‌خواهند.

فرق زیادی بین خواستن و قصد کردن هست. مثلاً خیلی از ما می‌خواهیم یک ویلا در منطقه‌ای آرام و خوش آب و هوا داشته باشیم اما فعلاً قصد نداریم این کار را بکنیم. چون اولین قدم برای قصد کردن این است که تصمیم بگیریم، قرار است چگونه هزینه خرید ویلا را بپردازیم. تغییر هم هزینه دارد و کمترین هزینه‌اش زمان و انرژی فردی است.

افراد در این مرحله متهم می‌شوند به مقاوم، بی‌انگیزه، ناهماهنگ و ناآماده و کاهل. اصل موضوع این است که آنها نمی‌دانند هزینه تغییر چیست یا اینکه آن را چگونه باید بپردازند یا هنوز برای پرداخت آن آماده نیستند.

موانع مهم افراد برای تغییر، در این مرحله عبارتند از:

  1. آن‌ها نمی‌دانند یا آگاه نیستند.
    افراد در این مرحله نمی‌دانند زندگی در شکل فعلی آن چقدر برای آنها زیانبار است. از عواقب رفتار فعلی خود، آگاه نیستند. محیط به سرعت پاسخ رفتار اشتباه را نمی‌دهد و انسان‌ها در وضعیت بد خود، قورباغه‌هایی می‌شوند که در آب سرد و روی شعله کم به آرامی می‌پزند.
  2. آن‌ها اعتماد به نفس خود را از دست داده‌اند.
    آن‌قدر در راه‌های مختلف تغییر شکست خورده‌اند که دیگر اعتماد به نفس شروع یک تغییر دوباره را ندارند.
  3. دفاع از رفتاری که دیگر یک عادت مخرب است.
    درواقع آن‌ها وضعیت فعلی خود را انکار می‌کنند. کاملاً خود را توجیه می‌کنند و مسئولیت را بعهده نمی‌گیرند. این مورد بسیار پیچیده است و به مکانیسم‌های دفاع روانی منتهی می‌شود که کار را سخت‌تر خواهد کرد.

اگر در این مرحله هستیم یا کوچی ما در این مرحله است چه کنیم؟
با من باشید!

در کجای تغییر ایستاده‌ایم؟

اگر مدل جامع فیل و فیل‌سوار که تا به حال بررسی کرده‌ایم، عوامل تغییر را نشان بدهد، مدل «مراحل تغییر پروچسکا» چگونگی تغییر را به شکلی جامع بررسی می‌کند. بنابراین می‌توان این دو مدل را به راحتی کنار هم به کار برد.

مدل پروچسکا به کوچ کمک می‌کند درک درستی از سرعت و جهت (چگونگی) حرکت مراجع به‌دست بیاورد. درحالی‌که مدل فیل و فیل‌سوار عوامل لازم (چرایی و مقصد) برای تغییر را قاعده‌مند می‌کند.

با شناخت این مدل هم مثل مدل قبلی خواهیم فهمید آنچه به مقاومت در مقابل تغییر تعبیر می‌شود چقدر اشتباه است. در مدل قبلی فهمیدیم که مقاومت می‌تواند فلج تصمیم‌گیری، مشکل هویت یا مسئله موقعیت باشد و اینجا پی می‌بریم که نشناختن چگونگی تغییر است که اشتباهاً مقاومت نامیده می‌شود.

یک فرق دیگر این مدل‌ها با هم این است که در مدل پروچسکا موضوع تغییر ثابت است و نسبت مراجع با آن سنجیده می‌شود. این مدل ابتدا برای کمک به افراد، در ترک عادات رفتاری بد به وجود آمده است. قرار بود رفتارهایی مثل سیگار کشیدن و مصرف الکل یا اعتیاد به مواد مخدر با این مدل بهبود داده شود. در مدل فیل و فیل‌سوار، موضوع تغییر مهم است و راه‌حل، همیشه ثابت نیست. با بررسی از دیدگاه‌های مختلف می‌توان راه‌حل را عوض کرد.

مثلاً در مدل پروچسکا ما بررسی می‌کنیم که فرد نسبت به وزن کم کردن در چه مرحله‌ای است و نتیجه خواهیم گرفت که برای تغییر به چه چیزی نیاز دارد؛ انگیزه یا بررسی موانع. اما در مدل فیل و فیل‌سوار، ممکن است فیل هویت خود را در سایز بزرگ بودن تعریف کند و بخواهد به پذیرش شکل موجود و لذت بردن از بدن بپردازد، به جای اینکه یک استاندارد رسمی و پزشکی را بپذیرد و بخواهد حتماً وزن کم کند.

با این مقدمه می‌پردازیم به آنچه پروچسکا درباره نسبت انسان‌ها با تغییر می‌گوید. هر فرد نسبت به تغییر شش مرحله را طی می‌کند:

  1. مرحله پیش از تأمل
    آماده نیست؛ قصد اقدام در شش ماه آینده وجود ندارد.
  2. مرحله تأمل
    آماده شدن؛ قصد اقدام در شش ماه آینده وجود دارد.
  3. مرحله آمادگی
    آماده؛ آماده برای اقدام در سی روز آینده.
  4. مرحله عمل
    تغییر رفتار اتفاق افتاده است، ولی کمتر از شش ماه از آن می‌گذرد.
  5. مرحله نگهداری
    انجام رفتار سالم جدید بیش از شش ماه
  6. نهایی
    مطمئن در تغییر، برای بازگشت به حالت قبل وسوسه نمی‌شود.

به این ترتیب، وقتی تغییر اتفاق می‌افتد و مؤثر می‌شود که از مرحله ۱ به ۶ برسیم و بعد تغییر بعدی را آغاز کنیم.

در پست‌های بعدی با هم بررسی می‌کنیم که تعریف هر مرحله چیست و در آن مرحله چه اتفاق‌هایی باید بیافتد تا مرحله بعدی شروع شود. منابع و موانع هر مرحله بررسی خواهند شد و کارهایی که کوچ و کوچی باید انجام بدهند تا یک مرحله راحت‌تر طی شود اطلاعاتی هستند که بسیار کمک می‌کند. با من همراه باشید!

بازنگری ۲: خودکامه خود

در یکی از پست‌های قبلی نوشتم که در میان پست‌های دنباله‌دار باز خواهم گشت و روند یادگیری را بررسی خواهم کرد. با توجه به توقفی ایجاد شد از یک طرف و اینکه کارمان با فیل و فیل‌سوار تقریباً تمام شده است، از طرف دیگر، خوب است یک بازنگری دیگر داشته باشیم.

اولین نکته‌ای که بیرون کشیده شد و سؤال هم شد این بود که فرق موازنه و تعادل با یکپارچگی چیست؟

تعادل در مورد چیزهای خارجی است. نمادی که خیلی‌ها در مورد تعادل به کار می‌برند، مردی روی طناب است. اما اگر بخواهیم نمادی برای یکپارچگی به کار ببریم باید درون مرد را بکاویم در حالی که روی زمین ایستاده است.

موضوع تعادل، حل مسئله توازن مصرف منابع برای نیازهای متنوع است. تعادل بین مصرف زمان و انرژی در زندگی و کار یا برای نقش والد و برای خود از جمله مسائل تعادل هستند.

یکپارچگی به درون باز می‌گردد. در مورد هماهنگی و همسازی قسمت‌های مخالفی است که در یک صورت جمع شده‌اند، چه از ماهیت وجودی فرد برخاسته باشند مثل بدن و چه انعکاسی از محیط فرد باشند مثل باورها.

برای فهم بهتر مسئله یکپارچگی مثالی که دوست دارم برایتان نقل می‌کنم.

کنترل بیرونی به روایت گلاسر دارای سه باور مخرب است:

  1. محرک‌های بیرونی منجر به رفتار می‌شود.
  2. ما می‌توانیم با تحریک دیگران رفتار آن‌ها را کنترل کنیم.
  3. ما وظیفه داریم دیگران را برای داشتن یا نداشتن یک رفتار کنترل کنیم.

از سوی دیگر ما پنج نیاز داریم که تک‌تک رفتارهای ما در جهت ارضای یک یا چند تا از این نیازها است. پس این سؤال پیش می‌آید که ما را با دیگران چه کار؟ بدیهی‌ترین پاسخ این است که ما نیاز به قدرت داریم و یکی از جلوه‌های ارضای نیاز به قدرت کنترل دیگران است. تا اینجا هنوز همه چیز یکپارچه است.

داستان از آنجا آغاز می‌شود که بدانیم اغلب برداشت‌ها از باور سوم، بسیار معصومانه‌تر و بنابراین دارای تناقض بیشتری است. ما دیگران را کنترل می‌کنیم (یعنی مانع ارضای نیازهایشان و در نتیجه خوشنودی آنها می‌شویم) چون دوستشان داریم و خیرشان را می‌خواهیم. اصطلاحی که این موقعیت را توصیف می‌کند قیم‌مآبی (paternalism) خیرخواهانه است.

با قیم‌مآبی است که بند یکپارچگی از هم گسسته می‌شود. خودکامگی فوران می‌کند و همه طرف‌ها را ناخوشنود می‌سازد. چرا چنین است؟ چون تعبیر و کارکردی به نیاز به عشق و احساس تعلق اضافه می‌شود که جزء آن نیست. نیاز به قدرت لباس نیاز به عشق را می‌پوشد و چیرگی‌طلبی ساز خیرخواهی کوک می‌کند. آنچه در بیرون اتفاق می‌افتد تقریباً همواره مقاومت خواهد بود ولی آنچه در درون می‌بینیم ناهمسازی است.

عدم یکپارچگی حتی وقتی به نتیجه منتهی شود خوشنودی در پی ندارد. پس اولین چیزی که با مدل‌های یکپارچه دنبال آن هستیم خود تغییر نیست. کیفیت تغییر است. اگر خود یا کوچی خود را در مسیر تغییر بررسی می‌کنید و بیشتر تلاش سخت می‌بینید تا شیرینی پیروزی، وظیفه شماست که یکپارچگی را چک کنید. آیا فیل و فیل‌سوار برای رفتن در مسیری که ساخته شده است با هم تفاهم تام و تمام دارند؟

گلّه خود را بیابید!

خبر رسیده است که گویا اهمیت عامل‌های مختلف در مدل را به حجم مطالبی که من نوشته‌ام نسبت داده‌اند. درباره عادت، کوتاه نوشتم چون درباره آن مطالب زیادی وجود دارد. چند کتاب پرفروش اخیر درباره مسئله عادت‌ها است. از کتاب‌هایی که در عنوان آن‌‌ها از واژه عادت استفاده شده است، مثل کتاب «قدرت عادت» تا کتاب‌هایی که عادت در عنوانشان نیست ولی درواقع این مبحث را مد نظر دارند، مثل «مؤفق سازها» همه در حوالی عادت می‌چرخند. کس را چه زور و زهره که نفی عادت کند، وقتی کاوی در مورد آن کتاب نوشته است ؛)

اما بیایید به مبحث شیرین گلّه برسیم.

۳.  به مسیر شکل دهید:

  • با جمع باشید. رفتار مُسری است. به گسترش آن کمک کنید. این ایده جالب از کتاب «به باشگاه بپیوند تینا روزنبرگ» برداشته شده است.

هم فیل و هم فیل‌سوار ما مدام چشم می‌چرخانند تا ببینند دیگران چه می‌کنند. گاهی حتی چاره‌ای جز اطاعت نیست. «فشار اجتماعی» شما را به انجام رفتارهایی وا می‌دارد که گمان نمی‌کردید هیچگاه سراغشان را بگیرید. ما رفتار گلّه‌ای داریم. باید تصمیم بگیریم که از این خاصیت در جهت اهدافمان استفاده کنیم یا بگذاریم که گله از ما استفاده کند. راه میانبری وجود ندارد. حتی درون‌گرایان هم از این ویژگی مصون نیستند.

حقیقت تلخ این است که گاهی باید گلّه‌ای را که مانع حرکت است رها کرد. جالب این است که وقتی در کارگاه‌هایم می‌گویم که برای پیشبرد اهدافتان شاید مجبور باشید این کار را انجام دهید، با مقاومت جدی روبرو می‌شوم. حتی وقتی به افراد می‌گویم که احتمال چاق شدن کسانی که دوستان چاق دارند، سه برابر بیشتر است، با نگاه‌های ملتمسانه از من می‌خواهند که فوراً تکذیبش کنم.

دروغی در کار نیست. ما میانگین افرادی هستیم که بیشترین نزدیکی را با آنها داریم. تعجبی هم ندارد. فیل هویتش را در مقایسه با افراد تثبیت می‌کند. بخشی از این هویت، از سوی گلّه می‌آید.

تغییر بزرگ شما، حمله به هویت گلّه محسوب خواهد شد. فیل‌های دیگر در مقابل عضو مرتد می‌ایستند. کلوخ‌انداز را پاداش سنگ است. شما طرد می‌شوید و اگر حواستان نباشد که باید این درد را تا یافتن گلّه‌ای جدید تحمل کنید، دوباره به همان رفتار قدیم باز می‌گردید.

گلّه، سخت‌ترین قسمت تغییر و قدرتمندترین ابزار آن است.

کتاب نمی‌خوانید؟ حوصله برنامه‌ریزی، اراده‌ورزی و هرگونه دستکاری روی خود را ندارید؟

یک گلّه کتاب‌خوان بیابید. مطیع باشید. بگذارید کارها خودش جلو برود.

فقط مثل همیشه یادتان باشد که زیاده‌روی نکنید. فشار اجتماعی ممکن است شما را به کارهایی عجیب وا دارد. درباره آزمایش زندان استانفورد که توسط فیلیپ زیمباردو انجام شد آزمایش اش و آزمایش میلیگرم بخوانید.

هدف را شما تعیین کنید. از جمع نیرو بگیرید.

عادت قصه‌ای که تکرار می‌شود

چون مهمترین کتابی که به آن استناد می‌کنم «هفت عادت مردمان مؤثر» است، جرأت ندارم بگویم که وجود این همه منابع مختلف در مورد عادت دارد کم‌کم آزاردهنده و کلیشه‌ای می‌شود.

کدام فیل‌سوار است که نخواهد دست از هدایت فیلش بدارد و به تحلیل حرکت‌های زیبای پرندگان در آسمان نپردازد. عادت‌ها همان پاسخ نهایی هستند.

پس بی‌مقدمه اما کوتاه نگاهی بیاندازیم به ادامه مسیر. فیل‌سوار را بررسی کردیم و فیل را کاویدیم. در پست قبل هم دیدیم که مسیر چقدر مهم است.

۳. به مسیر شکل دهید:

  • عادت ایجاد کنید. وقتی رفتار عادتی است، به سادگی انجام می‌شود. نیازی نیست فیل سوار برای تحریک یک رفتار، دائم در تلاش باشد. این ایده درخشان از کتاب «قدرت عادت چارلز داهیگ» آمده است.

اما عادت‌ها خود دو دسته هستند:

  1. عادت‌هایی که محیط در ما ایجاد می‌کنند و با آنها سازگاری سالم یا بیمارگون ایجاد می‌کنیم. از سمت دیگر محیط مشوق یا مانع عادت‌های ما خواهد بود.
    باز هم محیط را می‌بینیم. اما این‌بار چالش ذهنی را که برادران هیث درست کرده‌اند را برایتان مطرح می‌کنم. شاید معماران دنبال کننده هم روحشان تازه شود. می‌خواهیم عادت کتاب خواندن ایجاد کنیم.
    به طراحی یک پارک تم‌دار (مضمون‌دار) فکر کنید که در آن آدم‌ها کتاب‌خوان می‌شوند.
    مثلاً در این پارک مضامین یک کتاب کلمه به کلمه و به سرعت نمایش داده می‌شود و افراد باید بخوانندش.
    مسئله جالبتر این است که بعد از طراحی چنین پارکی شما باید آن را دور خودتان بسازید.
    یادتان باشد محیط همه چیز است.
  2. عادت‌های ذهنی از نوعی دیگرند. آنها براساس کارکردهای شناختی و مغزی ما شکل می‌گیرند و تقویت می‌شوند و محیط تأثیر مستقیم در آن‌ها ندارد.
    در قسمت قبل هم آثار عادت‌های ذهنی روی محیط  را می‌توانید ببینید. مطالعات نشان داده است که فیل‌های بدخواه هم با یک دستورالعمل شفاف و سرراست برای کمک به خیریه داوطلب خواهند شد. اما اینجا می‌خواهیم در مورد یک سرمایه‌گذاری ذهنی صحبت کنیم که آورده‌اش در مورد کارهای پیچیده بی‌نظیر است.
    وقتی می‌خواهید یک عادت ایجاد کنید ابتدا باید کار را انجام دهید. برای انجام کار دقیقاً مشخص کنید کِی و کجا آن کار را انجام خواهید داد.
    مثلاً من فردا صبح بعد از صبحانه در ساعت ۷:۳۰ صبح و در حال خوردن نوشیدنی گرم بعد از صبحانه روی مبل تک‌نفره نزدیک پنجره می‌نشینم و کتاب تولید محتوا را می‌خوانم. چند ثانیه خودم را در این حالت تصور می‌کنم. همین کار احتمال انجام این کار را تا سه برابر افزایش خواهد داد.

فقط یک چیز دیگر در مورد عادت‌ها اضافه می‌کنم و شما را به منابع بسیار دیگر می‌سپارم.

برای کارهای روتین و روزمره خود فهرست داشته باشید. یک چک لیست ساده حتی برای کارهای بعد از بیدار شدن،‌تغییر بزرگی ایجاد خواهد کرد.

مسیر را دست کم نگیرید. تجربه‌های زمان/مکان و فهرست‌سازی خود را با ما در میان بگذارید.

آیا دستگاه به برق متصل است؟

حالا می‌دانیم دیدگاه این مدل در مورد تغییر فیل و فیل‌سوار چیست. اما پیش از هر تغییری دست نگه دارید.شاید اصلاً نیازی نباشد  دست به ترکیب فیل و فیل‌سوارش بزنید.

به نظر منِ نوجوان، احمقانه‌ترین قسمت هر دستورالعمل استفاده از وسایل الکترونیکی بخش عیب‌یابی آخر آن بود. پیش از هرچیز می‌خواست مطمئن شوید که دستگاه به برق متصل باشد.

مگر می‌شود؟ مگر ما احمقیم؟ خب معلوم است که دستگاه به برق متصل است.

بزرگتر که شدم فهمیدم این تذکر چندان احمقانه نیست. اتفاقاً خیلی وقت‌ها یادمان رفته بود که دستگاه اصلا به برق متصل نیست و ما توقع داریم کار کند؛ یا نگران شده‌ایم که نکند سوخته باشد.

باید دستورالعملی به همه ما بدهند که در آن نوشته باشد:

پیش از آنکه دست به چیزی بزنید، بررسی کنید که در موقعیت درستی هستید!

پیش از آنکه دیگران را به عدم درک خود متهم کنید، بررسی کنید که نفر مقابل را درک کرده‌اید!

پیش از آنکه دیگران را به نشنیدن شما متهم کنید، بررسی کنید که آیا دارید به زبان درست حرف می‌زنید!

پیش از آنکه خود را به تنبلی و اهمال‌کاری متهم کنید، بررسی کنید آیا کار باید انجام بشود؟

پیش از آنکه برای کتابخوان کردن خود اقدام کنید، بررسی کنید آیا کتاب همان چیزی است که شما می‌خواهید؟

این قسمت مدل درباره این است که مطمئن شویم آیا جای درست را نگاه می‌کنیم؟ بررسی عمیق مسئله و پذیرش این نکته که همیشه ما (یا کوچی) موضوع تغییر نیستیم موضوع کارا و خوشایندی است. نادیده‌اش نگیرید.

۳. به مسیر شکل دهید: فیل و فیل سوار در مسیری هموار، ساده و روشن، برای حرکت، راحت‌تر به تفاهم می‌رسند.

    • محیط را عوض کنید. وقتی موقعیت تغییر کند، رفتار تغییر می‌کند. بنابراین موقعیت را تغییر بدهید. این ایده از کتاب «سقلمه ریچارد تالر» آمده است.محیط همه چیز است. حتی اگر قبول کنیم که آدم‌ها دو دسته‌اند:
      • ارکیده‌ها: آن‌ها که در هر شرایطی استعدادشان شکوفا نمی‌شود و به محیط خاص با نگهداری خاص نیاز دارند.
      • قاصدک‌ها: آن‌ها که خودشان را بهرحال به توان بالقوه خود می‌رسانند و چندان نیازمند پرورش نیستند.
    • بهرحال محیط برای هر دو گروه مهم است. دسته اول را ستاره می‌کند و از دسته دوم انرژی کمتری می‌گیرد.

علت‌ها همیشه در ما نیستند. هرچند طبق نظریه «خطای اسناد»، تمایل داریم اینطور فکر کنیم. به محیط نگاهی بیاندازیم.

  • سکوت برای مطالعه مهم است.
  • نور مهم است.
  • سالم بودن چشم‌ها مهم است.
  • در دسترس بودن کتاب مهم است.

وقتی می‌خواهید به مراجعتان کمک کنید هم در نظر داشته باشید که در تمام مراحل باید بررسی شود که آیا محیط با تغییر سازگار است؟ اما یادتان باشد که خط باریکی بین بررسی محیط برای تغییر و یا تببین قربانی محیط بودن وجود دارد.

فیل‌های سلحشور

در پست قبل با مضمونی روبرو شدیم که امروزه بارها و بارها دیده می‌شود. تغییرات بزرگ حاصل مجموعه‌ای از تغییرات کوچک است. بی‌اهمیت و ناچیز بودن تغییرات ابتدایی عیبی ندارد. سلحشوری این است که فیل را از جایش تکان دهیم. آهسته و کوچک بودن مهم نیست. اگر کتاب نمی‌خوانید بروید سراغ کتابی از دوران کودکی؛ چیزی مثل فسقلی‌ها.

مهم این است که فیل با همین پیروزی‌ها شاد خواهد شد.با هر گام کمتر خواهد ترسید. با هر قدم تغییر را احساس خواهد کرد. سفری که با اکراه آغاز شده کم کم با غرور پیش خواهد رفت. فیل در این سفر رشد خواهد کرد و بزرگ خواهد شد.

یادتان باشد فیل زبان و منطق ندارد. او ترس و غرور را می‌شناسد و برای این خوراک‌ها جان می‌دهد.

۲. به فیل انگیزه بدهید:

    • به آدمها اجازه رشد بدهید. حس هویت ایجاد نمایید و طرز فکر رشد را القا کنید. این ایده از کتاب «طرز فکر کارل دوک» برداشته شده است.
      مسئله رشد موضوعی در حوزه طرز فکر و مدل ذهنی است موارد زیر را در بر می‌گیرد:

      • انواع مدل‌های تصمیم‌گیری: اقتصاددانان دو مدل تصمیم‌گیری را در نظر می‌گیرند.
        • مدل پیامد: در نطر گرفتن سود و زیان و پیامدهای تصمیم که می‌دانیم کار فیل‌سوار است.
        • مدل هویت: بر مبنای پاسخ به این سوال‌ها قرار دارد:
          من چه کسی هستم؟
          موقعیت چیست؟
          کسی مثل من در این موقعیت چه می‌کند؟
          موضوع مهم این است که هیچ محاسبه‌ای در کار فیل نیست. در این مدل تصمیم‌ها بر مبنای احساس قبلاً هم با مسئله هویت در مورد فیل روبرو بوده‌ایم. در آن مورد، برداشت فیل از تغییر و نقش آن در هویتش موضوع بحث بود. در این مورد حس غروری که  فیل در فرآیند تغییر به دست می‌آورد مهم است. در این مورد سایت ترجمان هم یک مقاله کوتاه خوب دارد که توضیح می‌دهد چرا واقعیت نمی‌تواند نظر مردم را تغییر دهد. آنجا نظر دانشمندی را که فیل را دست کم گرفته است و حالا دارد به اشتباهش اعتراف می‌کند را خواهید خواند.
          حالا برگردیم به موضوع کتاب. شما باید خودتان را به خاطر سال‌هایی که مطالعه نکرده‌اید ببخشید و نسبت به مطالعه کوچک دوست‌داشتنی خود احساس غرور داشته باشید. برای فیلتان ماگ کتاب‌خوانی بخرید و در مورد کتابی که می‌خواهید بخوانید از قبل مطالعه کنید و بعد از مطالعه با غرور در موردش حرف بزنید.
          اما یادتان باشد. هویت جدید را هم با قدم‌های کوچک ایجاد کنید. عضو یک کلوپ حرفه‌ای کتابخوانی که شوپنهاور و نیچه می‌خواند نشوید. به قولی از گذاشتن پایتان لای در شروع کنید. یک رمان نوجوانان حادثه‌ای یا عشقی در عرض یکسال می‌تواند به کافکا در کرانه برسد. عجله نکنید. فیل دشمن عجله است. فشار بیاورید می‌خوابد.
      • برای شکست آماده باشید.
        با همه چیزهایی که در مورد ترس فیل گفتیم شاید این مورد برایتان عجیب باشد. برای هر تغییری نقشه ۱ و ۲ و ۳و … داشته باشید. فیل اینطور بهتر با ابهام کنار می‌آید. اگر دنبال کتابخوان شدن هستید حتماً باید خود را برای زمانی که حالتان از هر کلمه مکتوبی بهم می‌خورد آماده کنید. اگر بخواهم مطلب مربوط به سر فصل بعد را هم همینجا بگویم، اضافه می‌کنم که فیل باید بداند هر موقعیت ناامیدی، شکست و ناخشنودی گذرا است و خیلی سریع دوباره قرار است به سمت هدف پیش برود.
      • طرز فکر (Mindset)
        در این مورد چیز زیادی بیش از آنچه به راحتی می‌توانید در اینترنت پیدا کنید نمی‌گویم. اگر به دنبال یک کتاب خوب برای رشد فردی می‌گردید کتاب طرز فکر خوب است.

نکته همواره آخر، این است که به عنوان یک کوچ، زمانی که دارید هدف و خواسته مراجع را کاوش می‌کنید حتماً طرز فکر فیل را بشنوید. ذهنیت ثابت، مشکل بودن رسیدن به هدف را می‌پذیرد ولی خودش مانع بزرگی است. اگر خوب گوش کنید و زبان فیل دستتان آمده باشد، در قسمتی که با مراجع، وضع موجود را تجزیه و تحلیل می‌کنید؛ کوچینگ شما آگاهی‌های فراوان به مراجع پیشکش خواهد کرد.

بازی با فیل

پیش از هرچیز، باید بگویم که ممکن است وقتی در مورد بخش فیل خود حرف می‌زنیم به این نتیجه برسید که همه این کارها گول زدن خود است و واقعاً چه فایده‌ای خواهد داشت.

پاسخ این است که باید یادمان باشد که داریم در مورد فیل حرف می‌زنیم. موارد هیجانی، در دیدگاه یکپارچه همراه با فیل‌سوار است اما حالا که داریم قطعات مختلف را باز می‌کنیم باید یادمان باشد که فیل اهل تجزیه و تحلیل نیست. این همان بخشی است که رفتارهای یکهویی یا تکانه‌ای ما را مشخص می‌کند. در مورد فیل، باید بگویم انتخاب‌های ما چندان زیاد نیست. یا خودمان باید تصمیم بگیریم در جهت اهدافمان گولش بزنیم یا بگذاریم زمینه، در جریان‌های هیجانی مختلف او را به هر سمتی که می‌خواهد بکشد.

نکته بعدی این است که یک کوچ چگونه می‌تواند از این مدل برای مراجع استفاده کند؟

این مدل، در بررسی مشکل و تعیین هدف کاربرد دارد. با جدا کردن حیطه‌های بررسی مسئله، مراجع و کوچ بهتر می‌توانند ابعاد موضوع را بررسی کنند.

از سوی دیگر، این مدل در ایجاد گزینه‌ها و طراحی اقدام ابزاری بسیار کاربردی است.

اما مهمترین موضوع برای یک کوچ این است که وقتی با این مدل موضوع را بررسی کند، بهتر می‌تواند مراجع را درک کند و با او همراهی نماید.

به ادامه ماجرا بپردازیم.

۲. به فیل انگیزه بدهید:

  • تغییر را کوچک کنید. تغییر را آنقدر به قدم‌های کوچک بشکنید که دیگر آن قدم‌ها فیل را نترساند. این ایده از کتاب «قدم کوچکی که می‌تواند زندگیتان را تغییر دهد رابرت مورر» برداشته شده است.
    باید بدانیم این مورد بزرگترین بخش مطالعه شده فیل است. هرچند طراحان مدل کتاب معرفی شده را مرجع قرار داده‌اند اما تا دلتان بخواهد در این زمینه کتاب و دستورالعمل وجود دارد. پس خلاصه و مفید تمرکز می‌کنیم روی کتابخوانی.
    مسئله کوچک کردن تغییر موارد زیر را در بر می‌گیرد:

    • حس پیشرفت
      فیل کلاً حال ندارد چیزی را از اول شروع کند و دیدن یک راه بی‌پایان یا مقصدی که دور به نظر می‌رسد می‌ترساندش. باید به فیل این احساس را بدهیم که قبلاً حرکت کرده است.

      • تکنیک ۵ دقیقه: گول فیل‌سوار و کامل‌گرایی بازدارنده‌اش را نخورید. اتفاقاً فیل با کوچک شروع کردن راحت است. حتی برای اینکه خیالش راحت باشد یک تایمر را تنظیم کنید که خدای نکرده بیشتر از یکربع مطالعه نکند.
      • خط کش معجزه: ما همین الان هم کلی مطالعه داریم. زیرنویس‌های تلویزیون، کپشن‌ها، پست‌های دوستان، اس‌ام‌اس‌ها. کی گفته آنها مطالعه نیست. فیل نباید در معیاری که حالت ایدئال در آن ده است خودش را صفر ارزیابی کند. باید چیزی بین ۳ تا ۴ باشد. تازه بعد از آن هدف رسیدن به ۵ است. نه بیشتر!
    • اقدام بعدی
      خیلی وقت‌ها ما برنامه را از وسط آن شروع می‌کنیم. مثلاً تصمیم می‌گیریم که کتاب‌خوانی را شروع کنیم. در حالی که برای فیل این موضوع یعنی اینکه:
      چه کتابی؟
      از کی بپرسم؟
      کدام را بیشتر دوست دارم؟
      از کجا بخرم؟
      چند بخرم؟
      کِی بخرم؟
      اصلاً بخرم یا امانت بگیرم؟

      فیل همیشه می‌خواهد بداند قدم بعدی چیست. چون دوست ندارد زیاد برای حرکت‌هایش فکر کند. پس یک نقشه کامل با جزییات کوچک دوست‌داشتنی بکشید. نقشه‌ای که مثل برنامه‌ای برای تعطیلات باشد.
    • ویژگی اقدامات کوچک
      اقدامات کوچک مؤثر دو ویژگی مهم دارند:

      • بامعنایی
      • در دسترس بودن
        در بخش پیشین گفتیم که هویت و شأنیت برای فبل مهم است پس مهم است که اقدامات معنی‌دار باشد و بی‌هدف انتخاب نشود.اما نکته جالب این است که اگر نشد هر دو شرط را برای یک اقدام ایجاد کنیم؛ دومی مهمتر است.
        همین امشب به دوست کتابخوانتان زنگ بزنید. بپرسید: آیا می‌تواند یک کتاب (هرچه او فکر می‌کند برای شما خوب است) برایتان بفرستد؟
        صبر کنید! می‌دانید کدام دوستتان کتابخوان است؟ قدم‌هایتان را درست بردارید!

یا حضرت فیل!!

در پست قبل، سر و کله زدن با فیل‌سوار را یاد گرفتیم. پست‌های وبلاگ، نوشته‌هایی خلاصه هستند و نمی‌خواهم خواندن آن‌ها با سرعت متوسط، بیش از پنج دقیقه یا حداکثر ده دقیقه طول بکشد. بنابراین نمی‌توان چندان به عمق مطالب پرداخت. فقط یک تذکر کوچک و ادامه ماجرا:

ما خیلی راحت از کنار فیل‌سوار عبور کردیم ولی در موضوعات فردی مثل موضوع مسیر شغلی، سلامت و ارتباطات، معمولاً مسئله فیل‌سوار جدی است. بنابراین توجه به شواهد عینیِ بیرونی را برای حل مسئله کتابخوانی جدی بگیرید. ضمناً من وقتی در مطلبی عمیق‌تر خواهم شد که در موردش سؤال و کامنت دریافت کنم. عدم مشارکت مخاطبان دو معنی دارد:

  1. هیچ کس هیچ چیز متوجه نشده است.
  2. همه چیز واضح و کاربردی بوده است.

در مورد اول که شکر! در مورد دوم هم که من نخواهم دانست تا شما نگویید.

برویم سر وقت فیل! این قسمت طرف سرکش و پر مسئله‌ای است.

۲. به فیل انگیزه بدهید:

  • احساس را پیدا کنید. آگاهی به چیزی و دانستن واقعیات، منجر به تغییر نمی‌شود. برای تغییر باید تغییر احساس شود و حس تغییر ایجاد گردد. این ایده از کتاب «قلب تغییر جان.پی.کاتر» برداشته شده است.
    اگر بخواهیم توضیح بیشتری به تعریف بالا اضافه کنم خوب است تقابل قدیمی شهود در برابر استدلال را بشناسیم. استدلال یعنی بررسی شواهد و دلایل (روش فیل‌سوار) و شهود یعنی درک حسی و احساسی و دریافت و برداشت فرای قضاوت استدلالی (روش فیل). یک دیدگاه غیر یکپارچه همان است که می‌گوید:
    پای استدلالیان چوبین بود/ پای چوبین سخت بی‌تمکین بود
    دیدگاه غیر یکپارچه دیگر دیدگاه جزمی علمی است. در این دیدگاه علم و استدلال بر همه موارد حاکم است.
    نکته‌ای که به یکپارچگی دیدگاه کمک می‌کند؛ توجه به این واقعیت است که آگاهی هرگز نمی‌تواند تغییر را تضمین کند. تمام معتادان به سیگار، قمار، فست فود و هرچیز مضری به خوبی از مضرات مواردی که مصرف می‌کنند آگاهند. از طرف دیگر دوست داشتن تغییر هم تغییری ایجاد نمی‌کند وقتی نمی‌دانیم تغییر چطور است.
    مسئله احساس موارد زیر را در بر می‌گیرد:

    •   تغییر به شکل بررسی کن ← فکر کن ← تغییر کن از دید فیل اینگونه است:
      ببین ← حس کن ← تغییر کن
      حالا باید احساس را در مطالعه بیابیم. اگر فیل‌سوار شما متقاعد شده است که مطالعه برای شما ضروری است؛ حالا فیل باید آن را دوست داشته باشد. در مورد فیل، مرحله راه افتادن ضروری است. پس بیشترین احساس را در مطالعه پیدا کنید. احساسات چه می‌توانند باشند:
      بوی کاغذ
      رنگ کاغذ
      طراحی  و صفحه آرایی

      روی کاغذ انگشت ببرید.
      محیط مطالعه را دوست‌داشتنی کنید.
    • هویت در تغییر مهم است. تغییر برای فیل باید یک بازی سرگرم کننده باشد که تعریف جدید و بهتری از خود ایجاد می‌کند.
      اگر کتابخوان‌ها برای شما بی‌عرضه و … هستند، فیل شما کتابخوانی شما را حمل نخواهد کرد. باید تعریف شما از خودتان، مطالعه را در خود داشته باشد. این هویت هم صادقانه و بی‌ریا باید باشد.
      یکی از مواردی که به این هویت‌سازی کمک می‌کند پیدا کردن الگوهای کتابخوانی است که دوستشان دارید.
    • جلوگیری از توهم مثبت برای فیل ضروری است. توهم مثبت چیست؟
      ما در مورد عملکرد و توانایی‌های خود بیش از حد خوش‌بین هستیم. فکر می‌کنیم یک ماه برای مطالعه کتاب خیلی زیاد است و ما بیش از این‌ها هستیم. بعد به همین راحتی اصلاً کتاب نمی‌خوانیم. برای جلوگیری از توهم مثبت باز هم احساسی متضاد چاره‌ساز است. فیل باید از عملکرد بدش بترسد.
      در مورد مطالعه ما باید به خود یادآور شویم در صورت کتاب نخواندن چه عاقبتی را خواهیم داشت. راستش باید آن عاقبت حال ما را بد کند. فیلتان نباید با تصور کتاب نخواندن با دمش گردو بشکند.
    • احساس مثبت چیزی است که فیل ما می‌خواهد. بحران و احساس منفی می‌تواند فیل شما را به سرعت به حرکت در بیاورد. همین است که ما در شب امتحان نه تنها اهل مطالعه بلکه تندخوان هم می‌شویم. مشکل آن‌جاست که نفس فیل زود می‌برد. آنچه فیل را با استقامت و خوب و سر‌به راه حرکت خواهد داد احساسات مثبت حمایت‌کننده و قوی است.

باز هم در پست‌های بعدی به فیل خواهیم پرداخت.

برای اینکه من همه حرف‌ها را نزده باشم. لطفاً به هر میزان که می‌توانید احساسات و انگیزش‌های مثبت در مطالع بیابید و زیر همین پست با ما به اشتراک بگذارید.

فیل‌ها می‌توانند کتاب بخوانند

وقتی با شاهین کلانتری پادکست کتاب را شروع کردیم کامنت‌های زیادی با این مضمون به سمت ما سرازیر شد:

چطور اینقدر کتاب می‌خوانید؟؟!!!

با مدلی که در پست قبل شرح دادم. این تصور به ذهن متبادر می شد.

در ادامه اما همواره این مطلب اضافه می‌شد که:

ما کتاب‌خوان بودیم ولی حالا نمی‌دانیم چرا حاضریم هر کاری بکنیم اما کتاب نخوانیم. البته این کامنت‌ها از طرف انسان‌های صادقی بود که تصمیم گرفته بودند بهانه نیاورند. وگرنه بهانه که بسیار بود.

با مدلی که در پست قبل شرح دادم. می‌خواستند این تصویر را از خود نشان بدهند.

همه ما که کتاب‌خوان هستیم می‌دانیم که همیشه اینطور نیست. همه کسانی که به ویژگی مشهورند یا در آن ویژگی خوب هستند هم همینطورند. ما در هر دو وجه خود زنده‌ایم و هر روز به حالی هستیم.

در این پست می‌خواهم با این مثال کاربردی دو نشان را با یک تیر بزنم. هم پیشنهاداتی برای کتاب‌خوان شدن پیدا کنیم و هم مدل پست قبل را بیشتر بکاویم.

دریافتیم که اگر بخواهیم چیزی تغییر کند باید کاری متفاوت انجام بدهیم. باید ببینیم که آن کارهای متفاوت باید چه باشند.

ابتدا موانع کتاب خواندن را برای خود لیست کنید و آن‌ها را در ذهن خود بررسی کنید.

  1. فیل سوار را هدایت کنید:
    • نقاط روشن را بیابید.
      کتاب نمی‌خوانیم و خواسته ما کتاب خواندن است. اما برای اینکه بخش منطقی درونی ما با ما همراه شود باید بدانیم که ابعاد این خواسته و هدف آن ما را دچار سردرگمی نکند.
      اولین نکته این است که کتاب‌خوان یعنی چه؟ از نظر این مدل تغییر بهرحال تغییر است و باید آن را در نظر بگیرید. شما چه یک پاراگراف در روز بخوانید چه۳۰۰ صفحه یا حتی بیشتر به نسبت کسی که هیچ کتاب نمی‌خواند کتاب‌خوان محسوب می‌شوید.
      حالا به زمان‌هایی بپردازید که بدون هیچ مقاومتی توانسته‌اید به طور پیوسته، یک ربع، یک مطلب مطالعه کرده باشید. مهم نیست روزنامه، مجله، کپشن اینستاگرام یا پست تلگرامی بوده باشد یا هرچیز دیگری. یکربع مطالعه با سرعت مطالعه آهسته یعنی بیش از ۲۰۰۰ کلمه. شما مقاله‌ای مانند پست اول وبلاگ من را در کمتر از بیست دقیقه می‌توانید بخوانید.
      حالا ببینید چه شد که خواندید.
      موضوعش برایتان جذاب بود؟
      زمان خاصی بود؟
      یا …
      این نقطه روشنی است. ما اگر همین یکربع در روز را نگه داریم در ماه یک کتاب متوسط خوانده‌ایم.
    • حرکات مهم را ثبت کنید. 
      گزینه‌های بسیار برای تغییر داشتن راهی برای تغییر نکردن است. فیل‌سوار دچار فلج تصمیم‌گیری خواهد شد. در همان حوزه که پیدا کردید یک کتاب پیدا کنید. بقیه کتاب‌ها را از سر راه بردارید. از سایت‌های و کانال‌ها و گروه‌های کتاب‌خوانی بیرون بیایید. یک کتاب بعد یکی دیگر و بعد … .
    • به مقصد اشاره کنید.
      تصویر نهایی شما از انسانی کتاب خوان چیست؟ شما وقتی کتاب‌خوان هستید، چگونه انسانی هستید؟ چه تغییری وجود دارد؟ چه می‌کنید؟ خودتان را چه توصیف می‌کنید؟ چه دارید؟ دور و بر شما چگونه است؟ آدم‌های دور و برتان چگونه هستند؟
      بگذارید فیل‌سوار شما یک آینده کامل و دقیق را از کتاب‌خوانی شما در ذهن داشته باشد.

این قسمت اول بود.
می‌خواستم ببینیم که فیل سوار ضعیف ما حاضر است با ما همراه شود اگر بداند که دقیقاً از او چه می‌خواهیم.

کسر شأن فیل‌سوار است که بخواهد دنبال مد کتاب‌خوانی باشد. او انرژی محدودش برای مهار فیل را صرف خواسته‌هایی که نشان روشنی ندارند نمی‌کند؟ پس وقتی می‌پرسد: «کتاب بخوانم که چی؟» بدانید که سؤالی جدی را مطرح کرده است. باید دلایل درستی داشته باشید. اما لازم نیست این دلایل درست چندان هم جهانشمول و همه پسند باشند.

از سوی دیگر اگر فیل‌سوار درگیر پیش‌بینی‌های خیلی طولانی مدت هم شود در دام افتاده است. یادتان باشد بخش منطقی ما دوست دارد به جای سر و کله زدن با فیل به تجزیه و تحلیل اطلاعات بپردازد. پس سریع اولین قدم را بردارید. روشن و واضح و استوار. بگذارید دلایل خیلی عمیق در حرکت به سمت هدف ایجاد بشوند.

کوچ‌ها می‌دانند که بسیار مهم است که هدفی به دقت کاوش شده و به وضوح بیان شده به عنوان اولین قدم تعیین شود. حالا طبق این مدل می‌دانیم که همه این کارها برای این است فیل‌سوار جواب سلام ما را بدهد.